قهرمان ميرزا عين السلطنه

3616

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نامهء عماد السلطنه « مرقومهء مورخه 15 شهر محرم - پاكت شما رسيد ديگر روزنامه چاپ نمىشود مگر بعضى روزها يك فوق‌العاده ( مملكت را ويران كردند باز هم چاپ كنند ) . اوضاع آنچه ظاهر است اين است كه وزراء ، وكلا را از ميدان در كردند به كار خود مشغول شدند . يك نفر يا يك نفر دوست نيست ، حرف يكديگر را نمىشنوند . هر كارى هرمطلبى دو روزه سه روزه است . دوام و ثبات در هيچ كارى نيست . در مسئلهء اولتيماتوم روس وزراء با وكلا نتوانستند حرفشان را يكى كنند . اين دسته التيماتوم را رد مىكردند دستهء ديگر قبول ، و راه آن را نمىتوانستند طرفين دست بدهند . اين است به يكديگر ريختند تا در تبريز شد آنچه نبايد بشود و البته شنيده‌ايد كه چقدر آدم كشته شد و چه آدمها را دار زدند . اخبارات را هم نمىگذارند منتشر شود . حالا مىگويند سپهدار به تصويب روسها تبريز مىرود . اما طرف شاهرود از طهران سوار و مجاهد رفته آنجا با اتباع محمد على شاه جنگ مىكنند . ابدا كسى خبر صحيح ندارد . ولى آنچه شنيده مىشود قشون دولتى فتح كرده . براى جلوگيرى سالار الدوله گفتند فرمانفرما مىرود . مسيو شوستر معزول شد و تا من‌بعد وزارت ماليه ترتيبى بگيرد البته خيلى طول دارد . ارباب حقوق واقعا از دست در رفتند و هرقدر به آن بدبختها سخت گرفتند در عوض پنجاه مقابل حقوق آنها خسارت و ضرر كشيدند و بايد باز بكشند ، ظلم در هرحال و هرلباس و هروقت و هر اسم بد بوده و بد هست . زياده زحمت است . » ( پايان نامهء عماد السلطنه ) مكتوب مولانا حاج آقا ششم محرم - بعد از مطالب شخصى و خانوادگى « به‌هرحال چاكر به حضرت و الا قول مىدهم كه اين مردم بىغيرت جز براى خرابى و خوردن مال دولت و مردم براى هيچ‌كارى قدمى برنمىدارند تا چه رسد به جنگ با روس . باكمال بىغيرتى روزبه‌روز مشغولند كه بيشتر خراب كنند ( كه نشايد دگرش منت تعمير كشيد ) . مجلس را به حكم نايب السلطنه و تصويب وزراء و جمعى از قائدين قوم منفصل و درش را بستند ( مثل عدليه ، معلوم ما از اول بود ) . دكاكين را حكم كردند باز كنند ولى باز نشد . قال قال درگرفته . بعضى مىگويند وزراء و نايب السلطنه و غيره پول گرفته‌اند و اولتيماتوم را قبول كرده مقاصد روس را انجام مىدهند . وزراء و نايب السلطنه و سردار اسعد مىگويند مملكت هرج‌ومرج شده ( تازه فهميده‌اند هرج‌ومرج است بعد از شش سال ) و وزراء بايد به استقلال و بدون معارض شايد بتوانند تأمينى بدهند و قبول تقاضاهاى روس هم